
تو بازي با عشق ميتوني
تنها بموني يا بري
ولی بدون تو این بازی
راه واسه برگشت نداری
سعی کن بهترین باشی
تا آخرت بی انتها
تا بجای اسم وعکسات
تو قلب و دلها شه جات
واسه همین توی غروب
دلت رو به دریا بزن
بزار هر چی تو دلته
از آه و حسرت پاک بشه
بخند و خوشحالی تو کن
که عشق یعنی شادی و اشک
عشقت دروغ باشه خدا
نمی ذاره که خوش باشی
تا آزاد و رها باشی
مثل یه تیکه ابر باشی
ببین یا کارات چه طوری
عشقو تو چشمام کشتی
تو رفتی و قلبم سرد شد
یخ زد و هی غصتو خورد
رفتی و بی کلام گفتی
تو گوشه ی قلبم گمی
قایق رویای تو بود
تو رود خونه ی اشک من
می خندیدی و شاد بودی
از گریه ی زیاد من