من خودم بودم ویک حس غریب که به صد عشق وهوس می ارزید
من خودم بودم ودلی که صداقت می کاشت
گرچه درحسرت گندم پوسید
من خودم بودم وهر پنجره ای
که به سر سبزترین نقطه بودن وابود وخدامی داند که سادگی از ته دلبستگی ام پیدابود
من نه عاشق بودم ونه دلداده گیسوی بلند
ونه آلوده به افکارپلید.....

من همونم که همیشه غم و غصم بیشماره...
اونکه تنها ترینه حتی سایه هم نداره...
|